تبليغاتX
♥ღஜღ♥ تک ستاره عاشق ♥ღஜღ♥

♥ღஜღ♥ تک ستاره عاشق ♥ღஜღ♥

عاشقش بودم ولي تنهام گذاشت و رفت...

چقده سخته خدایا  چقده سخته خدایا

تلخی جدایی های موقت از تو آنچنان دردآور است که دل هوس مردن می کند.

ولی همیشه به دلم نهیب می زنم برای مردن هم باید باشی.

بی تو حتی مردن هم خنده دار می شود. دلم مثل همیشه هوایی ست.

سراغ تو را از خاطرات خوب و دوست داشتنی روزهای قشنگ گذشته

می گیرد...

 

امشب از اون شبهاست که من دوباره دیوونه بشم

تو مستی و بی خبری اسیر می خونه بشم

امشب از اون شبهاست که من دلم می خواد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه ، دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت من چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

از این همه در به دری تو قلب من قیامت

چه فایده داره زندگی این انتهای طاقت

از این همه در به دری به لب رسیده جون من

به داد من نمی رسه خدای آسمون من...

+خط خطي شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387خزان0:8اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

 

اين تابستونو اصلآ دوست ندارم...

حس مي كنم يه چيزي كم دارم...

روزا همش تكراري...حوصله هيچ كاري رو ندارم...

بيشتر اوقات هم كه تو خونه تنهام...

همش به خودم مي گم كاش اين تابستون نمي يومد...

برعكس سالاي پيش كه لحظه شماري مي كردم تا تابستون از راه برسه..

خستم...اونقدر خسته كه دوست دارم ساعت ها بخوابم ...

وقتي خوابم زندگي شيرين تره..

اقلآ تو رويا هام زندگي همونيه كه مي خوام...

كي اشكاتو پاك ميكنه وقتي كه غصه داري ؟

دست رو موهات كي ميكشه وقتي منو نداري ؟

 شونۀ كي مرهم هق هقت ميشه دوباره ؟

 از كي بهونه ميگيري شباي بي ستاره ؟

 برگ ريزوناي پائيز ، كي چشم به راهت نشسته ؟

 از جلو پات جمع ميكنه برگاي زرد و خسته كي منتظر ميمونه حتي

شباي يلدا ؟ تا خنده رو لبات بياد شب برسه به فردا..

سکوت نکرده ام که فراموشت کنم. نمی خواهم که از یادم بروی.

اشک نمی ریزم تا لحظه های نبودنت را ابری کنم. تنها.............تنها لحظه های

با تو بودن را مرور می کنم.......... و به تو می اندیشم در ابدیت

 لحظه ها.........!!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دانی چه غمگینم در این تاریکی شب ها چه بی تابانه دلگیرم...

 نمی دانی که گاهی عاشقانه با خیالی در تب رویایی تو آرام می گیرم...

 

+خط خطي شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387خزان11:29اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ...

 دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشق غرق می کند...

 دلم برای کسی تنگ است که تنم اغوشش را می طلبد...

 دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند...

 گريه کن جدايي ها مارو رها نميکنند آدما انگار براي ما دعا نمي کنند

گريه کن ....حالا حالاها بايد از هم جدا باشيم بشينيم

منتظر معجزه ي خدا باشيم گريه کن منم دارم مثل تو گريه ميکنم

 به خداي آسمونا گلايه ميکنم گريه کن تو بختمون يه برف سنگين نيومد

 اين همه پرنده رد شد،مرغ آمين نيومد!!!!!!!!!

گريه کن براي روزايي که خورشيدي نداشت دلاي من و تو که

به فردا اميدي نداشت گريه کن،فکر کن دليلي ندارم فقط همين...

آنکه در تنهاترين تنهايي تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت کاش در تنهاترين تنهايي

تنهاييش تنها کس تنهاييش تنهاي تنهايش نذارد...!!!

+خط خطي شده در سه شنبه چهارم تیر 1387خزان1:31اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

وااااااااااي من عاشق اين عكس حامد كميلي ام....

خيلي جيگره...........

الانم كه مي خوام برم براي بازيگري براي اينكه يه روزدر آينده ي

 نه چندان دور در مقابلش بازي كنم!!!(آرزو بر جوانان عيب نيست)

فرض كن!!!

اگه سر فيلم برداري به جاي اون دختره(رز رو مي گم)من بودم

حامد كميلي كه مي گفت رز گل من قش مي كردم..

ديگه به فيلم برداري نمي رسيد...       

جاتون خالي ماه پيش بود رفته بوديم فرهنگسرا جشن بود...

گفته بودن حامد كميلي هم هست...

آخراش بود كه حامدكميلي اومدخدااااااااااااااااااااا نميدونيد اين پسر چقدر

خوش تيپه .... من كه داشتم سكته مي كردم...

انقدر جيغ و داد كردم كه نزديك بود بندازنم بيرون...

جلف بازي نه هاااااااا....بهش مي گن ابراز علاقه................

آخرش هم كه رفتم امضا بگيرم نذاشتن...نامردا زود بردنش بيرون.

امروز خيلي شنگولم ...آخه امتحان زبانم رو توووووپ دادم...

يه قران هست سبا دوستم بهم داد كه بذارم تو جيبم

فكر كنم كار خودش بود...وگرنه من كه تا حالا زبان نخوندم.......

نمي دونم چرا آپ كردم...

شايد از خوشحاليم بود.....

پيش خودم گفتم بسته ديگه هي آپ غمگين ...بزار يه روز هم شاد باشيم.

الانم دارم آهنگ پارميداي ساسي مانكن رو گوش مي دم...

خدايي جون مي ده براي قررررررررر دادن

خوب ديگه من برم الانه كه مامانم بياد سراغم....

از امتحان نيومده مي گه بشين درس بخون..

اه اه اونم چي مطالعات اجتماعي....

با اجازه كاري باري.......؟

باباي ...راستي براي نظر دادن برين پست قبلي.......

+خط خطي شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387خزان14:53اشك هاي ريخته شده توسط ستاره |

الان كه دارم مي نويسم.....

آسمون بد جوري داره مي باره..........

واي خدا اگه مامانم مي ذاشت همين الان مي رفتم زيرش تا آرومم كنه...

ولي افسوس...

الان كه پشت پنجره بودم وقتي آسمون رعد و برق مي زد قطره هاي بارون

مثل اكليل برق مي زدن...

دلم لك زد تا دستامو دراز كنم و بگيرمشون...

امروز از صبح هوا ابري بود....درست مثل دل من..!

اونم مثل من دوست داشت اشك بريزه تا دلش وا شه...

چي بگم...؟

از كي حرف بزنم؟

از كجا بگم..........از اون نامرد بي وفا بگم كه منو رها كرد و رفت...!

و پيش خودش فكر نكرد با اين دل بيمار من چه كرد..!

رفت....!   رفت...!   رفت....!

ولي الان نمي خوام كه برگرده ....آخه ...آخه ديگه دوستش ندارم...

به آسمون حسوديم مي شه...

بدون ترس و خجالت داره براي خودش اشك مي ريزه...

ولي من چي؟؟؟؟

حتي از خودمم خجالت مي كشم...

واي خدا چرا دوباره خودمو باختم؟؟ چرا دوباره عاشق شدم؟؟؟

اصلا عشق يعني چي؟؟؟

يعني اين حال روزي كه من دارم؟؟؟ يعني انقدر حال عاشقا زاره...!؟

وقتي تو آينه نگاه مي كنم خودمو نمي شناسم....

چقدر غمگينم....

نه با با انگار راس راسي عاشقم...

نمي دونم چطور شد كه اين طوري شد!!!

ولي وقتي فهميدم كه كاملآ دير شده بود...

فهميدم دير زمانيه عاشق شدم...........آره عاشق تو .....

چرا مي خندي؟؟؟ فكر مي كني دروغ مي گم؟؟

آره عاشق تو شدم...تويي كه حتي يه نيم نگاهي به من نمي كني...

تويي كه حتي منو قد سر يه سوزن هم برات مهم نيستم...

چي دارم مي گم...!؟

تو مغرور تر و بي احساس تر از اوني كه بدوني منم وجود دارم و نفس

مي كشم...

مي خواستم ديگه تو امتحانا آپ نكنم ....ولي دلم نيومد...

مخصوصآ تو اين هوا...

                               

+خط خطي شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387خزان22:9اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

 

تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم....

تو نبودي و در نهان جانه دلم جايت خالي بود.......

تو نبودي و باز به تو وفادار بودم........

تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم......

و تو آمدي.از دوردستها......

از سرزمين عشق......

تو مرا با عشق آشنا كردي.....

با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم........

تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختي..........

با تو كامل شدم.......

با تو بزرگ شدم......

با تو الفباي عشق را اموختم.......

نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......

به تو و كلبه عاشمان باليدم.......

تو نيمه گمشده ام شدي........

حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم....

حتي براي لحظه اي از من جدا نشو......

بدون تو دستم سرد است........

بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است......

به حرمت عشقمان...

به حرمت لحظات زيبايمان..........

مرو كه بي تو من هيچم.......

بمان با من.....

بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده........

بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند.............

به وفايم ايمان داشته باش...............

تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را...

كنار هر قطره اشكم هزار خاطره دفنه...

    انقدر خاطره داريم كه گويي قد يه قرنه،

        گلو مي سوزه از عشقت ،عشقي كه مثل زهره...

             ولي بي تو هر دم خنده با لب هاي من قهره...

دوستاي گلم امتحانا شروع شده...ديگه تا ۲۳ خرداد نمي تونم آپ كنم

........چاره چيه؟؟؟؟ بايد بشينيم در حد تيم ملي خر بزنيم...

برام دعا كنيد .....تو رو خدااااااا ....

دوستتون دارم ..............فداي دوستاي نازم بشم...

 

+خط خطي شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387خزان16:52اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم؟

وقتي اشك نمي گذارد.اسمت را به همراه ستاره مي نويسم

چون مرا به ياد شب هاي تار عشق مي اندازد...

بگو چگونه درك كنم لحظات عاشقي را؟

بگو چگونه بعد از اين تحمل كنم لحظات تنهايي را؟

با نوشتن تنهايي گريه ام مي گيرد...

بگو چگونه احساسم را بنويسم كه ديگر دلم از تنهايي و

بدون تو بودن خسته شده...؟

ديگه طاقتي نمونده

        واسه من كه دل شكستم

                عمريه به پاي عشقت

توي تنهايي نشستم

       برو كه ديگه نمي خوام

               حتي اسمتو بيارم

حيف اون صداقتي كه

       پاي عشق تو بزارم

             حيف قلب صاف و سادم

كه به دست تو سپردم

       نمي دونم كه چطور شد

             گول حرف تو رو خوردم

تو مثل تگرگي بودي

        كه زدم به آشيونم

          من اون ستاره اي كه توي قلبت بي نشونم...!

چرا عشقي كه آتشين بود بايد

         روزي شعله مان گردد......؟

فاصله زياد نيست........اما منو تو از هم بسيار

                   دور شده ايم...

اين آتش را پاياني نيست...

                خوش بين نباش كه خوش بين نيستم...!

دورو ورت شلوغ شده...غريبه ها دورو ورت...

يه روز تو هم عاشق مي شي...و عاشقي مي ياد سرت...

اون روز تازه مي فهمي من چه عاشقي بودم...

اون روز تازه مي فهمي من واسه ي تو كي بودم....

+خط خطي شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387خزان20:50اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

امروز از هر جهت گند بود...

حالم داره بهم مي خوره...از پسرا،از اين جامعه كثيف و از اين همه

دو رويي...

باورم نمي شه آخه يه آدم تا چه حد مي تونه كثيف باشه...

چه جوري يه ذره احساس حاليش نمي شه!!؟؟

دوست داشتم بهت بگم كه ديگه خسته شدم...ديگه من اون

ستاره نيستم كه تو فكر مي كردي...

مي خواستم بهت بگم حيف اون همه صداقتم و حيف اون همه

 عشقيكه به تو داشتم...واقعآ حيف....آخه اصلآ تو آدمي؟؟؟

حيف اون شبايي كه به يادت خوابيم و اشك ريختم...

جالب اينجاست كه اون نگاري كه مي گفتي مي خوام با هاش

ازدواج كنم هم ديگه نمي خواي...

اونم يه بازيچه اي مثل من...!

دلم رو بد جور شكوندي ...ديگه اين دل اون دل سابق نمي شه...

حالا من موندم و يه دل شكسته ...

دلم برا خودم مي سوزه....انقدر گريه كردم دارم مي ميرم...

ازت متنفرم...برو گمشو....

ديگه ذره اي برام ارزش نداري...ديگه برام مردي.....واسه هميشه...

مي دوني كه با حرفات زدي دلمو شكوندي

            چرا دوستم نداشتي و رفتي تنهام گذاشتي...

همه زندگيم مال تو بود

           من دوستت داشتم با تمام وجود...

                  من تو تنهايي فقط دارم يه چهار ديواري

                  زندگيم شده عين فيلماي چارلي چاپلين...

+خط خطي شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387خزان23:44اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

 

ديگه هوس نمي كنم عشق تو مال من بشه...شيطونيات مال همه

غمات مال من بشه.ديگه هوس نمي كنم همراه زندگيم بشي،

مونس تنهايي هام و همدم سادگيم بشي...

ديگه هوس نمي كنم چشات رو تو خواب ببينم ...سبد سبد اقاقيا

مال چشمات بچينم...ديگه هوس نمي كنم عاشقي رو پيشه كنم.

با هر نگاهت بلرزم و توي دلت ريشه كنم...

ديگه هوس نمي كنم رنگ چشات بر شبنم،با اشكاي داغ

چشماتسر تا پا خيس و تر بشم...ديگه هوس نمي كنم بهم بگي

دوستت دارم.ديگه اينو بهم نگو چون كه مي دونم نداري...

ديگه هوس نمي كنم با عشقت اشنا بشم ،بعد يه عمر كه رسيد

 مثل تو بي وفا بشم...ديگه هوس نمي كنم با هم ديگه بريم بهشت..

چه سرنوشت تلخي كه قصه ي مارو بد نوشت...

ديگه هوس نمي كنم اشكام بشه مثال روت،هر كي مي خواد هر

 چي بگه بذار بگن عاشقي رو بلد نبود...

ديگه هوس نمي كنم ،هر چي هوس كردم بسه...

عاشقي رو بلد نبود عاشق هميشه بي كسه...

حيف لحظه هاي خوبي كه برا تو گذاشتم

                    حيف غصه اي كه خوردم چون ازت خبر نذاشتم

حيف حرفاي قشنگي كه برا تو نوشتم

                   حيف رويايي كه واسه تو از قشنگياش گذشتم

حيف شب ها كه نشستم با خيالت زير مهتاب

                   حيف وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو،تو خواب...

امروز دلم حال و هواي ديگه اي داره...

          مي خوام بگم درد و دلم رو به كسي

اما كسي رو ندارم...

              با حسرت يه عشق پاك خودم رو تو گور مي بينم!

+خط خطي شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387خزان20:2اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |

 

توي مرداب نگاهت يه نفر داره مي ميره

             دست و پا مي زنه اما واسه موندن ديگه ديره...

عاشق هر كس كه شدم اون شد نصيب ديگري...

دل به هر كسي دادم اونم زد به قلبم خنجري....

من سخاوت ديدم دل را به هر كس مي دهم شرم دارم پس بگيرم..

آنچه را بخشيده ام....

اشك مي ريزم تا در اشك هايم تو را ببينم

          اشك هايم را پاك مي كنم تا كسي تو را نبيند...

بغض گريه تو چشمم ....حرف هاي درد روي لبم...

چطوري بايد بگم من بي تو دنيا رو نمي خوام!!؟؟؟

زيبا ترين تصوير ي كه در زندگانيم ديدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود..

زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتن تو بود...

زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود...

زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود...

زيباترين لحظه با تو بودن،زيباترين هديه عمرم بود...

كجا بودي ؟

كه امشب تا سحر در فكر گيسوانت

      دلم خواب پريشان ديد و من تعبير ها كردم....

شايد كسي شب ها براي اينكه تو را تو خواب ببينه به خدا

التماس كنه...

شايد كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و

 تپش قلبش بيشترمي شه،بدون كه يه نفر شب ها به خاطر تو

 توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اونو نمي بيني...

 

 

+خط خطي شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387خزان18:45اشك هاي ريخته شده توسط ستاره | |